گزارش ۲۸ آبان ۱۳۹۷

امروز همچون سایر دوشنبه ها، قرآن با صدای زیبای آقای خضری خوانده شد، داستان حضرت سلیمان و مورچه ها روایت شد.
در سالهایی نه چندان دور، بچه ها از معلمان چوب می خوردند، اما در مدرسه ی مصطفی امروز بچه ها دستپخت مربی خود را میخورند، بچه ها از دستپخت او تعریف میکردند که، مربی ما در ۴۰ دقیقه ماکارونی یا همان اسپاگتی میپزد، امروز مربی با ابزار و ادوات پخت و پز آمد، بچه ها هم در این عملیات به او پیوستند و با هم میان وعده ای عالی ساختند.
امروز بچه ها ، انگشتانشان را هم خوردند.
شاید اگر مادران مصطفی به بچه ها اعتماد کنند، این هفته، آنها بتوانند اولین ماکارونی دستپخت خود را بپزند.
در این اوضاع مهیج و تجربه ی جدید، بچه ها ، فارسی و ریاضی خود را هم خواندند، علت گرمی و سردی در فصول را آموختند، کاشته های خود را که به سرعت در حال رشد است می بینند، کلاس اولیهای مصطفی هم به سرعت نشانه ها را نشان میکنند و به پیش می روند، آنها در حال تدارک جالباسی برای کلاسشان هستند، نشانه های آموخته را تمرین می کنند و با روشهایی ابتکاری در ذهن میکارند.
امروز بچه ها، از گاو و نشخوارکنندگان مطالبی آموختند، آن را نقاشی کردند و مثل روزهای دیگر به همه حسابی خوش گذشت، آموختند، کشیدند، دانستند، خوردند، خواندند، یادگرفتند، نوشتند، کیف کردند و رفتند تا فردا را دوباره با انرژی بیشتر آغاز کنند…
اینجا به واقع خانه ی آنهاست.
مصطفی خانه ی ماست.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *