مهرداد ادهمی

در آذرماه سال۱۳۶۷ در خانواده ای روستایی و تا حدی مذهبی به دنیا آمدم. تحصیلات ابتدایی خود را در روستا و ادامه ی آن را تا دیپلم در شهر آمل گذراندم. همواره با وجود تاکید والدینم جهت درس خواندن، در زمینه کشاورزی نیز به پدرم کمک می کردم. هر چند خانواده ام در طول زندگی با بحران های مالی مواجه شده بودند، با این وجود مراقب بودند که من درگیر این وضعیتشان نشوم؛ ولی من هم برای درک هرچه بیشتر وضعیت آنها تلاش می کردم تا خودم تبدیل به بحرانی دیگر برای آنها نشوم.
کوشش های فراوان درسی در ایام دبیرستان و کنکور نتیجه داد و مرا بر صندلی رشته برق دانشگاه دولتی نِشاند تا که رشته تاپ ریاضی فیزیک یعنی همین مهندسی برق را تجربه کنم. هر چند دوری از خانواده سختی های خاص خود را داشت، اما این دوری و حضور در فضایی علمی و متنوع، زمینه ساز کسب تجربه ها و باعث شد تا من توانمندی ها و مهارت های جدیدی را در خودم پیدا کنم از ورود به بازار کار، انجام کارهای گروهی، مدیریت انجمن علمی دانشگاه و… تا تجربه آشپزی از جمله این مهارت ها بود.
پس از اتمام دانشگاه و سپس گذراندن چند ماه از خدمت سربازی و تجربه های تلخ و شیرین این دوران، مصمم شدم تا این وضعیت را نیمه کاره رها کنم و ادامه تحصیلات خودم را با تبلیغات ظاهری دوران “انرژی هسته ای حق مسلم ماست” پیگیری کنم و موجب شد تا کارشناسی ارشد را در دانشگاه شهید بهشتی ادامه دهم و با این رشته نو پا، ولی پر سر و صدا از نزدیک آشنا شوم. حالا بگذریم که این دوران علمی در این مقطع چگونه گذشت.اما… این تجربه جدید کجا و آن دانشگاه سابق کجا! این بار فردی شدم با دغدغه هایی جدی تر که چه کنم و چه ها کنیم تا بشوم و بشویم.
خلاصه گذشت و کم کم با گوش کردن ها و بحث کردن ها به این نتیجه
رسیدم که باید تغییر را از کودکان شروع کرد. هیچ وقت با توجه به تحصیلاتم فکر نمی کردم روزی در جایگاه مربی قرار بگیرم، برای همین سعی می کردم که هم بیشتر بیاموزم و هم آنچه آموختم را با دغدغه مندان کار با کودکان به اشتراک بگذارم.
شرکت در اردوهای جهادی_فرهنگی و همکاری با جشنواره عمار که مخاطبان آن بیشتر کودکان بود و مطالعه دست و پا شکسته دوره تربیت مربی کودک اندیشکده یقین هم از جمله فعالیت های بنده در این زمینه به شمار می آید.
حالا مدتی است از درس و دانشگاه میگذرد و حتی از کارهای مرتبط با رشته دانشگاهیم تقریباً دست کشیدم و از مهر ۱۳۹۷ وارد مدرسه مصطفی شدم و در فضایی پرشور و انرژی درس و همراهی با کودکان را از نگاهی نو تجربه میکنم.